دخترِ مریخ
dokhtar.merikhi(at)gmail.com
۱۳۸۸ شهریور ۲۹, یکشنبه
دلم میخواد با یه کسی حرف بزنم
دلم میخواد با یه کسی حرف بزنم، یه آشنای قدیمی، یه دوست. نه یه غریبه. نه کسی که فقط میشناسمش. نه یه هم کلاسی. یه دوست قدیمی. اما آدمها کم با مریخ ارتباط برقرار میکنن. فکر میکنن که کارای مهمتری دارن که انجام بدن.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
نقل مکان وبلاگ
https://dokhtaremerikh.home.blog
رنگهای بدنم
وقتی کسی مرا رها میکند، چنگ میاندازم در هوا اما نمیگیرمش. دوباره و دوباره چنگ میاندازم. خشمگین میشوم، مشت و لگد میاندازم. حالی دارم ...
به بهانه روز خشونت علیه زنان
قبل از این که مهاجرت کنم خشونت برام تنها کتک و مشت و لگد بود و جای انگشتان ضارب روی بدنم که قرمز رنگ می شد و دردناک بود. اصلا روحم هم خبر ن...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر