دخترِ مریخ
dokhtar.merikhi(at)gmail.com
۱۳۹۳ اسفند ۵, سهشنبه
برای صلح
نمی دونم
،
شاید هر دو ما به یه جنگ فشرده یک ساله احتیاج داشتیم. یه لجبازی تمام عیار, جنگ قدرت و زور و رو کم کنی. جنگی که شاید ریشه ای عمیق در گذشته ها داشت.
جنگی
برای صلح
و
برای آتش بست با درونمون. برای رشد
و
بلوغ.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
نقل مکان وبلاگ
https://dokhtaremerikh.home.blog
پیران چرب و چیل
امروز عصب سیاتیک دردناک و نبضدار را برداشتم و بردم استخر. صبح بود، وسط هفته و آفتاب بود. تابستان شده، تابستان ۲۵ درجهای. وسط هفته این وقت...
رنگهای بدنم
وقتی کسی مرا رها میکند، چنگ میاندازم در هوا اما نمیگیرمش. دوباره و دوباره چنگ میاندازم. خشمگین میشوم، مشت و لگد میاندازم. حالی دارم ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر